تاريخ : پنجشنبه دهم اسفند 1391 | 12:47 | نویسنده : ثریا محسنی
بی قراری کودکان

تهیه و تنظیم : ام لیلا کمالی

فهرست مطالب:

مقدمه

علائم و نشانه هاي كودكان بي قرار

سبب شناسي و علل ايجاد بي قراري در كودكان

فراگيري و آموزش كودكان بي قرار

نحوه كار كردن و برخورد با كودك بي قرار

اصلاح و درمان كودكان بي قرار

چكيده

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

1- تعريف ويژگي هاي كودكان بي قرار:

بي قراري يكي از علل عمده شكايات والدين درباره رفتار كودكان است.ميزان شيوع بي قراري غالبا بين 5 تا 10 و حتي 20% كودكان سن دبستان (6 تا 12 سال) را در برمي گيرد و اغلب پسرها بيشتر از دخترها به اين اختلال دچار مي شوند،نسبتي كه در اين مورد وجود دارد بين 3 به 1 تا 10 به 1 متفاوت است.از نظر پزشكان فعاليت تنها جابجايي نيست بلكه كليه حركات بدن،سر، اندامها، دستها و پاها و حتي حركتهاي كه در وضعيت سكون روي مي دهند نيز مطرح مي باشند.كودك بي قرار فردي است كه سطح فعاليت روزانه او در حد آستانه بالاي بي قراري در بين همسالان قرار گرفته است.ممكن است همه كودكان به نظر بزرگسالان بي قرار و پر تحرك باشند ولي بعضي از كودكان به نظر مي رسد كه هرگز از فعاليت و حركت باز نمي ايستد.كودكان بي قرار كودكاني هستند كه از لحاظ حركتي با كودكان عادي تفاوت دارند.اين كودكان حتي لحظه اي از حركت باز نمي ايستد،به اين سو و آن سو مي جهند،بي وقفه مي دوند و از هر چيزي بالا مي روند.يك مشاهده گر دقيق مي تواند دريابد كه كودكان بي قرار بيش از كودكان ديگر فعال بوده و فعاليتشان به گونه اي بي هدف و تصادفي است.نشانه هاي بي قراري معمولا در كودكاني ديده مي شود كه مبتلا به اختلال كاركرد مغز، عقب ماندگي ذهني، اختلال عاطفي يا تركيبي از اين عوامل مي باشد.براي چنين كودكاني آرام نشستن به مدت طولاني بسيار دشوار است و دائما بدون وقفه در حال حركت مي باشند.اين فعاليت هميشگي در همه كارهاي آنها مشاهده مي شود.از ويژگي هاي ديگر كودكان بي قرار بي هدفي در اعمال و حركات است كه اين بي هدفي و پر تحركي همراه با حالتي ناشي از نيروي محرك آني و توجه كوتاه مدت مي باشد.از همين رو است كه اكثر كارشناسان تعليم و تربيت كودك عقيده دارند كه مشكل اصلي كودكان بي قرار در «توجه و تمركز» است.

نشانه هاي بي قراري يا تحرك بيش از حد از دوران شيرخوارگي ديده مي شود.اين نوع كودكان معمولا در شيرخوردن حركات تند و سريعي از خود نشان ميدهند و حرص و ولع آنها براي شير خوردن غير طبيعي است.در كودكي برخلاف همسالان به ندرت به بازيهاي كودكانه مشغول مي شوند،اسباب بازيها را به اطراف پرت مي كنند و به سرعت به كار ديگري مي پردازند و حركات آنها بيشتر تصادفي، بي برنامه و بي هدف صورت مي گيرد.مشكلات اصلي كودكان بي قرار معمولا از دوران مدرسه شروع مي شود،زيرا پدران و مادران معمولا رفتارهاي غير طبيعي كودكان خود را تحمل مي كنند ولي اين رفتارها در مدرسه از همان ماههاي اول موجب شكايت معلمان و همكلاسان كودك مي گردد.مهمترين جنبه هاي اختلال رفتار بي قراري در كودكان سنين دبستان (6 تا 12 سال) عبارتند از:

الف) بيش فعالي، ب) بي توجهي، ج) برانگيخته شدن ناگهاني.

الف بيش فعالي:

كودكان بي قرار مرتب در اطراف مي دوند و تحمل نشستن در جايي راحتي براي مدت كوتاه ندارند و هميشه در حال راه رفتن و عمل کردن هستند حتي در هنگام خواب هم بطور افراطي حركت مي كنند.

ب بي توجهي:

كودكان بي قرار اغلب به نظر مي رسد كه به سخنان ديگران توجه ندارند،به آساني خشمگين مي شوند و در تمركز و توجه روي كارهاي مدرسه دچار اشكال هستند.در دلبستگي و علاقه به فعاليتهاي بازيچه نيز مشكل دارند و اغلب موفق به تمام كودكان كارهايي كه شروع كرده اند نمي شوند.

ج بر انگيخته شدن ناگهاني:

كودكان بي قرار اغلب پيش از فكر كردن عمل مي كنند و يه به طور افراطي از يك فعاليت به فعاليتي ديگر مشغول مي شوند.در بازيهاي دسته جمعي رعايت نوبت را نمي كنند و نظمي در كارهايشان مشاهده نمي شود و در كلاس درس حالت پرخاشگري دارند و اغلب مواقع فرياد مي كشند.رفتارها و ويژگي هاي كودكان بي قرار بايد قبل از 7 سالگي شروع شده باشد و لااقل 6 ماه دوام داشته باشند.

 

 

 

علائم و نشانه هاي كودك بي قرار:

زود رنج است و به آساني ناراحت مي شود.انگشتان يا مدادش را گاز مي گيرد تيك هاي مختلفي در كودك به چشم مي خورد به آساني و بر اثر كوچكترين ناراحتي مي گرید در كودك ترس هاي مختلفي وجود دارد دائما در جنب و جوش است و هيچ گاه آرام نمي گيرد.از ويژگي هاي ثانويه كودكان بي قرار كه در اغلب موارد ديده شده است بد اخلاقي آنها است كه كودكاني ستيزه جو، نافرمان و متخاصم هستند.و حالتهاي لجاجت، منفي بافي، رياست طلبي، كج خلقي نيز زياده ديده شده است.

سبب شناسي و علل ايجاد بي قراري در كودكان:

گزارشهاي اوليه در مورد بي قراري كودكان نشانگر آن است كه آن را به عنوان نتيجه مستقيم آسيب به مغز در حال تكامل و رشد قلمداد نموده اند.با توجه به تحقيقات بعمل آمده بي قراري مي تواند با علائمي دال بر اختلال در عملكرد مغز وجود داشته باشد،در هر حال علل زير مي تواند باعث ايجاد بي قراري در كودكان گردد:

- وراثت: شواهد آزمايشي نشان مي دهد كه وراثت مي تواند موثر باشد 50% خواهر و برادرهاي كودكان بي قرار تاريخچه يي كه نشان دهنده بيش فعالي است داشته اند و بررسي دوقلوها هم عامل وراثت را تاكيد كرده است.


- نقص كار دستگاه عصبي:

تحريك دستگاه عصبي احتمالاً با فعاليت حركتي خيلي زياد و نيز نارسايي توجه توام مي شود.نشانه هاي عصبي ديده شده در كودكان بي قرار احتمال بيماري يا ضايعه عصبي را به عنوان علت مطرح مي نمايد،بعضي از محققين گزارش داده اند كه 30 تا 50 درصد از كودكان بي قرار داراي نوار مغزي (الكتروانسفالوگرافي (EEG) غير طبيعي هستند.اختلال در قشر مغز و انتقال دهنده هاي عصبي مي تواند علل پرتحركي باشد و گاهي بي قراري ارتباط زيادي با بيماري صرع دارد به طوري كه 8 تا 10 درصد مبتلايان به صرع، بي قراري نسبتا شديدي دارند.«تمام انواع صرع ها به استثناي صرع كوچك (خفيف)».

-   رژيم غذايي: بر طبق تحقيقات انجام يافته مصرف غذاهاي حاوي رنگها و طعمهاي مصنوعي و مواد جلوگيري كننده از فاسد شدن غذاها و نيز خوراكيهاي كه به طور طبيعي نمك اسيد ساليسيليك توليد مي كنند مثل(زردآلو، آلو، گوجه فرنگي، خيار) با تحرك بيش از حد پيوند دارند.حذف اين مواد از رژيم غذايي كودكان بيش فعال و مبتلا به ناتواناييهاي يادگيري باعث ايجاد واكنشهاي مطلوب مي گردد.

-   مواد غذايي بارنگهاي مصنوعي، كودكان را بي قرار مي كند.محققان انگليسي اعلام كردند كه وجود رنگ هاي مصنوعي و ساير افزودني هاي خوراكي در مواد غذايي مي تواند باعث تشديد نا آرامي و بي قراري در كودكان 3 تا 9 ساله شود.به گزارش ايستا،آزمايشات انجام شده بر روي 300 كودك نشان داده است وقتي كودكان از آب ميوه هاي حاوي تركيبي از رنگهاي خوراكي و موادنگهدارنده در خوراكي هاي موجود در بازار استفاده مي كنند تغيرات جدي و مهمي در رفتارآنها بروز مي كند كه شامل بيش فعالي غير طبيعي و بي قراري است.

- متغيرهاي مربوط به محيط (سرب و نور مهتابي): امكان تاثير متغيرهاي محيطي در بوجود آمدن تحرك بيش از حد نيز مورد بررسي قرار گرفته است.يكي از متغيرها ميزان سربي است كه وارد بدن مي شود،تماس انسان با سرب مي تواند موجب كما، حمله، عقب ماندگي ذهني و حتي مرگ بشود، تحقيقات نشان مي دهد كه كودكاني كه ميزان سرب خونشان بالا است يا در محيط آلوده به سرب زندگي مي كنند (با توجه به ارزيابي رواني،عصبي ،و باليني) فعاليت بيش از حد و نيز اختلالهایي در حركات ظريف دارند عامل ديگر كه اهميت كمتري دارد روشنايي لامپهاي مهتابي است كه مقداري اشعه ايكس در خود دارد و باعث ايجاد تحرك زياد در كودكان مي گردد( البته در حال حاضر هيچ دليل قانع كننده اي براي وجود نقش اين عامل در تحرك بيش از حد در دست نيست).

-   - عوامل رواني: شواهدي در دست است كه نشان مي دهد كودكان طبقه هاي پايين اجتماع بسيار در معرض خطر هستند.اين مساله مي تواند با احتمال خطر آسيبهاي زيستي در ميان طبقه كم درآمد و يا با از هم پاشيدگي و نبود سازمان خوب . در خانه، مرتبط باشد،يعني محروميت هاي شديد محيطي در مراحل اوليه مي تواند منجر به بي قراري گردد.تاريخچه زندگي كودكان بي قرار نشان مي دهد كه اكثرا در ايام كودكي دچار بيماريهاي صعب العلاج طولاني بوده و مدتها در بيمارستان بستري بوده اند و اغلب زايمانهاي غيرطبيعي يا مشكل داشته يا مادر در دوران بارداري وضع رواني متعادل نداشته است.همچنين در محيط خانه اعمال و رفتار ناصحيح و حق كشيها وجود داشته و كودك انها را ناظر بوده و يا كودك زور گفته شده كه كودك ياغي و سركش بار آمده است، عدم توجه به شخصيت طفل در خانواده و بي تفاوت بودن به وجود و خواسته هاي او و ايجاد عقده حقارت و حالات پرخاشگري باعث بي ثباتي و عدم تعادل رواني شده است.

 

- وجود نقص جسمي يا ناامني روحي: گاهي بي قراري كودكان ناشي از يك بيماري با عارضه دردناك است مثل بيماري انگلي و خارش هاي ممتد كه كودك به دليل ترس از پزشك آن را به پدر و مادر بيان نمي كند و موجب بي قراري او مي شود.اين مساله گاه تا آن جا پيش مي رود كه سبب اضطراب و ناامني كودك شده و احساس مي كند ممكن است بدليل وجود آن از سوي والدين يا مربيان تنبيه شود و در نتيجه چنين كودكي شب ها بد مي خوابد و يا خواب هاي آشفته مي بيند.گاهي نيز اين بيقراري ريشه مادرزادي دارد و طفل از يك بيماري عصبي رنج مي برد كه در اثر يك كسالت ممتد پديد آمده و تا آن كسالت درمان نشود امكان اصلاح آن وجود ندارد.در صورتي كه خانواده اي به لحاظ اقتصادي ضعيف باشد و يا كودك در رسيدن به امتيازهايي كه مي خواهد احساس ناكامي كند و ظرفيت روحي او هم به حدي نيست كه به هرچه مي خواهد برسد در نتيجه ا حساس شكست مي كند و بي قرار مي شود.

-   در مواردي نيز كودك بيقرار به علت معلوم يا نا معلوم محبت والدين يا معلم خود را از دست مي دهد هر قدر سن كودك پائين تر باشد ترس ناشي از احساس ناامني او بيشتر است.تولد كودكي جديد و يا تغيير معلم و مدرسه اي كه به آن انس گرفته مي تواند از اين موارد باشد در نتيجه همين امر برخي، نا

-        آرامي ها و بي قراري هاي كودكان را ناشي از آن مي دانند كه مي خواهند توجه والدين، مربيان و ديگر بستگان را در محيط بخود جلب كنند

-   عدم تحمل وضع موجود: برخي از روان شناسان معتقدند: گاه كودك نمي تواند وضع موجود را تحمل كند و خود را با آن هماهنگ كند به اين معني كه دائم در جست و خيز بوده و سر و صدا به راه انداختنه و والدين هم به اين رفتار او توجه یا اعتراض نداشته و آزادش گذاشته اند در نتيجه اكنون كه بايد در كلاس يا مهماني و يا در محيطي كه نوزاد كوچكتر خوابيده، آرام بگيرد تحمل وضع موجود برايش غير ممكن است اين مساله موجب مي شود كه اطرافيان او را دردانه و بي ادب به حساب آورند و سرزنش یا  تنبيه كنند

-       کودکان بی قرار و هوش بالا.

-   برخي از متخصان هم علت بي قراري بعضي از كودكان را در كلاس ناشي از آن مي دانند كه هوش آن ها از ديگر همسن و سالان بيشتر است بنابراين نمي توانند اشتباههاي والدين يا معلمان خود را تحمل كنند گاهي مطلبي در كلاس گفته مي شود و شاگردي باهوش بالا آن را در مييابد ولي معلم ناچار است براي تفهيم ديگران چند بار آن را توضيح دهد و در نتيجه حوصله چنين كودكي سر مي رود و اين خود منشا بي قراري مي شود.

-        الگوها و معاشرت هاي نادرست:

الف بعضي از بيقراري كودكان ناشي از معاشرت با كودكان جنجالي و شلوغ است و در مواردي نيز وجود تضاد و كشمكش بين خواهران و برادران زمينه را براي نا آرامي كودك فراهم مي كند چون هر كدام در پي كسب موقعيت و جلب حمايت بيشتر والدين یا اطرفيان هستند در اين ميان كودكي كه توان همراهي با آن ها را ندارد احساس عدم توفيق مي كند.متاسفانه برخي از الگوهايي كه در فيلم هاي تلويزيوني و سينمايي به كودكان ارائه مي شود نيز خود زمينه بي قراري و نا آرامي آنهاست.برخي تشويق ها و يا خط و نشان كشيدن هاي نادرست توسط مادر و پدر مي تواند در رفتارهاي كودكان تاثير گذار باشد و به عنوان مثال وقتي كودك خردسال را وا مي دارند تا در هر محفل و مجلس خانوادگی با جنب و جوش ها و سروصداها و با شعر خواندن موجب سرگرمي ديگران شود او كه مزه تشويق را چشيده سعي مي كند در حضور ديگران و در جايي همان رفتار را تكرار كند چون فرق محيط خانوادگي و رسمي را درك نمي كند.

از طرف ديگر مادري كه مرتب به كودكش مي گويد وقتي پدرش آمد شكايت بد رفتاري هاي كودك را به او خواهد كرد او را به اضطراب دائمي حتي به هنگام خواب دچار مي كند.

ب: اختلاف هاي خانوادگي، تضادهاي اجتماعي:

به ياد داشته باشيم كه كودكان خانه را پناهگاه و محيط برای امني خود مي شناسند بنابراين درگيري و مشاجره هاي خانوادگي در حضور آن ها سبب مي شود كه آرامش رواني كودكان بر هم خورد، و آن ها را وادار به حركت هايي كند كه به گمان آن ها وضعيت را از آن ها شرايط خارج مي كند.گاهي نيز تضادهايي انضباطي زمينه ساز بي قراري كودك مي شود زيرا پدر و مادر در خانه دستوري به او مي دهند كه با دستور معلم و مدرسه در تضاد است و كودك نمي داند كه به کدام دستور عمل كند و كدام را ناديده بگيرد و در نتيجه دچار مشكل روحي مي شود همين كشمكش دروني مي تواند او را به فردي بي قرار ، ناآرام و مضطرب در خانه و مدرسه مبدل كند.بررسي ها نشان مي دهد كه همه كودكان بي قرار و پر جنب و جوش افرادي كم هوش نيستند بلكه اغلب آن ها  از لحاظ هوشي در سطح بالاتر قرار دارند.فراموش نكنيم برخي از اين فتارها ناشي از شرايط رشد كودك است.

ج: علل ديگر بي قراري

- كشمكش و تضاد بين خواهران و برادران در خانواده كودك بي قرار وجود دارد

- محبت و توجه كافي از والدين و معلم نسبت به كودك معطوف نمي شود

- در دوران كودكي به اندازه كافي از حمايت والدين برخوردار نيستند

- بزرگسالان انتظارات بيش از حد از كودك دارند

- كودك در خانواده براي هر رفتاري به شدت تنبيه شده است

- کودك در انجام فعاليت ها و كارهايش موفق نبوده و احساس ناامني كرده است.

فراگيري و آموزش در كودكان بي قرار

كودكان بي قرار غالبا از نظر آموزشي عقب مانده بود و يا كمبودهايي در زمينه فراگيري نشان مي دهند اين كودكان داراي دوره هاي توجه كوتاه بوده و به راحتي توجهشان به چيزهاي ديگر جلب مي گردد و رفتارهاي حركتي زياد از حد اين كودكان مقدار اطلاعات قابل دسترسي آنها را محدود مي نمايد اگر كودك به درستي با مواد بصري كه به او عرضه مي شود هماهنگي نداشته باشد نمي تواند همكاري هاي لازمه را با معلمين نشان بدهد يعني فعاليتهاي حركتي نابجاي اين كودكان باعث كاهش فعاليتهاي يادگيري بصري مي شود.بي قراري مي تواند به طور فعال در پروسه فراگيري ايجاد اختلال نمايد و در نتيجه كودك از گروه همسالانش عقب مانده و دچار وازدگي شده و يا پاسخهاي اجتنابي نسبت به مواد درسي آكادميك كه براي او مشكل به نظر مي رسد پيدا نموده و در نتيجه بي قرار تر گردد.كودكان بي قرار اكثرا نسبت به كودكان عادي در خواندن،هيجي كردن كلمات و حساب پيشرفت كمتري دارند و اين تفاوتها دليل بر پايين بودن هوش آنها نيست.بنابراين در اصلاح رفتار كودكان بي قرار مي بايد حركات اضافي مزاحم خصوصا در زمينه فراگيري فعاليتهاي بصري را مورد توجه قرار داده و مستقيما به اصلاح دوره هاي توجه كوتاه مدت كودك نيز پرداخته شود.

نحوه كاركردن با كودك بي قرار

- رفتار مناسب كودك مورد ستايش قرار گيرد تا بدينوسيله در او اعتماد به نفس به وجود آيد.

- سوالاتي مطرح شود كه كودك جواب آنها را ميد اند.

- رفتار معلم و مشاور و والدين با كودك دوستانه باشد.

- بعضي از خطاهاي كودك ناديده انگاشته شود.

- كاركردن با كودك در نهايت آرامش و سكوت انجام گيرد.

- از مشاوران براي كمك به كودك ياري گرفته شود.

نكات زير براي برخورد با كودك بي قرار ضروري است.

- عصبانيت معلم گاهي كودك را بي قرار مي كند.

- كودك را آشفته و گيج نکنید.

- معلم و شاگردان ديگر نبايد به كارها و رفتار كودك خيره شوند.

- معلم بايد كودك را دوست بدارد.

- كودك نبايد براي انجام كارهايش تحت فشار قرار گيرد.

- جلب توجه كودك به داستان و واگذاري اداره كلاس به او روش درماني مناسب است.

اصلاح و درمان كودكان بي قرار

بعضي از محققين بر اين عقيده هستند كه بي قراري كودكان بر اثر عامل سن با درمان و يا بدون درمان كاهش مي يابد.تاييد تجربي مختصري در مورد اين نظريه مشاهده شده است و معلوم گرديده كه فعاليت كودكان با افزايش سن و ورود به سن بلوغ كاهش مي يابد ولي در هر صورت تطابق اجتماعي آنان ضعيف مي باشد.

روشهاي درماني كودكان بي قرار شامل دو مساله مي باشد:

1- دارو درماني 2- اصلاح رفتار

1- دارو درماني:

دو نوع دارو در درمان بي قراري توجه پزشكان را به خود جلب نموده است.يكي استفاده از داروهاي تحريك زاي رواني (آمين هاي سمپاتوميمتيك) نظير آمفتامين ها و ميتل فينيدات (ريتالين) و دكسدرين كه از سال 1937 مورد استفاده قرار گرفته است و چند بررسي كنترل شده ارزش آنها را تاييد نموده است كه عموما اين گزارشات مربوط به تغييرات سطح فعاليت بوده است.اين داروها تاثيرات مثبت فوري و كوتاه مدتي دارند از جمله كاهش بي اختياري، بهبود دامنه توجه، يادگيري و اجراي بهتر كارهاي روزانه يعني اين داروهاي توجه را زياد و بي اختياری را كم مي كنند كه به نوبه خود به ادراك و يادگيري ميفزايد.در عين حال استفاده از داروها در پيشرفت تحصيلي اثر چنداني ندارد ولي بسياري از كودكان رفتار خود را اصلاح كرده و مزاحمتهاي سر كلاس آنان كاهش مي يابد.تداوم درمان با دارو در بسياري از كودكان بي قرار كه چندين سال درمان شده بودند نشان داده كه هنوز مشكلات جدي بويژه نارساييهاي تحصيلي و رفتارهاي ضداجتماعي در اين بيماران ادامه داشته است.يعني درمان دارويي كودكان بي قرار بوسيله محركها، سازگاري اجتماعي و آموزشگاهي و شخصيتي آنان را به طور طولاني مدت اصلاح نمي كند و فقط اثرات داروهاي محرك تا وقتي كه تجويز مي شوند وجود دارد.گروه ديگر داروهاي متداول كلينيكي فنوتيازين ها يا آرام بخش هايي مثل كلر پرومازين و تيوريدازين مي باشد.اگر چه اين گروه از داروها در بعضي از كودكان بي قرار ا ثرات عكس داشته و بيماري را شدت مي دهد در صورتي كه داروهاي محرك سلسله اعصاب مركزي باعث كنترل آنها مي شود.در هر صورت دارو درماني مي تواند كمك مهمي در درمان بي قراري باشد.ليكن آن را بايستي در باب اصلاح رفتار يعني جايي كه به عنوان وسيله يي براي فراهم آوردن امكان بروز رفتارهاي ابتدايي اجتماعي است (نظير آرام نشستن و توجه كردن و غيره ...) در نظر گرفت كه خود اين رفتارها مي توانند بعدا به روش سيستماتيك با استفاده از روشهاي تقويتي برجسته و بارز گردند.علاوه بر اينها اگر چه داروها مي توانند در درمان بي قراري ارزش خود را اثبات نمايند،ليكن تاثير آنها در مقايسه با متغيرهاي رواني و آموزشي ضعيف مي باشد.

2- اصلاح رفتار كودكان بي قرار:

دومين شيوه درماني شناخته شده تاكيد بر مشكلات رفتاري مورد نظر است كه نه تنها از نظر رفتاري داراي تعريف مي باشند بلكه از نظر موقعيتي كه اين رفتارها در آنها رخ مي دهد نظير «خارج شدن از صندلي در كلاس « نيز تعريف شده مي باشند.تاكيد اصلي در اين روش بر پايه برخورد مستقيم با مشكلات رفتاري ميباشد.رفتار درماني يك تغيير دوام دار در رفتار كودك بیش فعال در اوضاع اجتماعي و آموزشگاهي دارد.مسئله اساسي در فرايند اصلاح رفتار انجام يك ارزيابي كافي است كه اين موارد را مشخص نمايد:

1- رفتارهاي حركتي خاصي كه كودك را با محيطش دچار برخورد مي سازند.

2- موقعيتي كه در آن رفتارها وقوع مي يابند.

3- عوامل محيطي كه باعث ايجاد و تقويت اين رفتارها مي گردند.

4- ترتيب اولويت اين رفتارها بر حسب ميزان ايجاد مزاحمت آنها.

5- موقعيتهاي فراهم آمده توسط كودك و محيطش در جهت ارتقاي رفتارهاي اجتماعي قابل قبول.

بعد از اين مراحل مي بايد يك طرح درماني برحسب برنامه بازسازي مورد نظر طراحي و اجرا نمود.

1- ايجاد رفتارهاي غير بي قرارانه:

با تحت نظر گرفتن كودك بي قرار،رفتارهاي اجتماعي مناسب كودك را به جاي رفتارهاي بي قراري تقويت نموده و به حداكثر مي رسانيم. هيچ كودك بي قراري بطور دائم در حركت نبوده و لذا مي توان انتظار داشت كه دست كم براي دوره هاي كوتاهي ساكت و آرام در جايش بنشيند.دفعات وقوع اين دوره هاي آرامش و سكون را مي توان با استفاده از انگيزش خارجي و داخلي افزايش داد.مثلا نخستين تلاشها در اين زمينه مي تواند با استفاده از جوايز و تشويقات یا عوامل تقویتی که ارزش بالايي براي كودك دارند، (جهت با ارزش نمودن آن براي كودك طوري كه رفتارهاي غير بي قرارانه را از خودشان نشان دهد).صورت پذيرد.انواع عوامل تقويتي از اين دست كه مي توانند در مورد كودكان مورد استفاده قرار گيرند عبارتند از :

تشويق از جانب افراد بزرگتر خاص يا ناظرين (تقويت اجتماعي) ،يادگارها و نشانهايي كه مي توانند به جاي اشيا و يا امتيازات مورد قبول واقع گردند و يا جوايز مادي نظير شكلات، اسباب بازي، پول و غيره.

جهت كسب موففيت مي بايد اين عوامل تقويتي در فاصله زمانی بسیار نزدیک ترجیحاً در فاصله چند ثانيه از وقوع رفتار صورت پذيرد تا قدرت بيشتري يابد.زماني كه كودك بي قرار از نظر درسي عقب مانده باشد مي بايد به طراحي مواد درسي پرداخت كه موفقيت مداوم تحصيلي را به عنوان مهمترين عامل در تسهيل بروز رفتار غير بي قرارانه تضمين نمايد.در جايي كه تغيير در رفتار مورد توجه است پيشروي گام به گام امكان  موفقيت را افزايش مي دهد،يعني از اهداف نسبتا محدودتر شروع كرده به تدريج دامنه آن را به سمت نرم اجتماعي افزايش مي دهيم.(مثلا حركت كردن در حال نشستن نسبت به بلند شدن از جا، پيشرفت مهمي تلقي مي گردد).

2- فرو نشاندن رفتارهاي بي قراري:

تلاشهاي مستقيم به منظور كاهش دفعات بروز يا به عبارت ديگر فرونشاندن رفتارهاي حركتي مشكل آفرين ،نيازمند حذف عوامل تقويت كننده رفتارهاي بي قرارانه است. تنبيهاتي نظير جداسازي، حذف امتيازات مي توانند به عنوان ابزار تكميلي جهت کاهش دفعات بروز رفتارهاي ناخواسته به كار گرفته شوند.(توجه شود در مورد بعضي از كودكان بخصوص به علت رد شديد،محرومت اجتماعي، يا نگرش غلط نسبت به قدرت، تنبيه مي تواند توسط كودك به عنوان تشويق تلقي گردد).روش فوق يعني سازگاري دادن فرونشاندن معمولا توسط والدين و آموزگاران به طور مخاطره آميز به كار گرفته مي شوند.كودك بي قرار غالبا قرباني انتظارات محيطي مي باشد كه بيش از توانايي رفتاري واقعي وي بوده و لذا باعث بروز اثرات چرخه خشونت مي شوند.رفتار خوب كودك غالبا بدون تشويق باقي مي ماند در حالي كه رفتارهاي انحرافي وي تنبيه نسبتا منظمي را دريافت مي دارند.

3- تعميم و تثبيت:

تعميم دادن اصلاح رفتار در خارج از موقعيتي كه انجام پذيرفته مثل شرايط واقعي زندگي كودك و تثبيت رفتارهاي مناسب نبايد هرگز فراموش شوند.

خوشبختانه رفتارهاي مناسب به علت تاييد اجتماعي و رهايي از تنبيه خود به خود دوام مي يابند.ساير فرايندهاي اصلاحي نظير طرحهاي آموزش فردي، آموزش جبراني، كاهش دريافت محرك و ساختار محيطي كه نقش عمده در درمان كودكان بي قرار را دارند نيز مي توان به عنوان تكنيكهاي مناسب قرار داد.پاسخ به اين سوال كه با چه شرايطي، كدام شيوه درماني موثرتر است؟ بستگي به اين دارد كه واكنش كودك در برابر دارو  چگونه است و همكاري معلم و والدين تا چه حد مي باشد.گاهي روان درماني و دارو درماني بهترين شيوه را تشكيل مي دهد.

يكي از روشهايي كه در اصلاح رفتار اين كودكان اجرا مي شود اين است كه اين كودكان را موظف و مراقب خلاف ديگران بنمايند.همين مراقبت كمتر به كودك فرصت شيطنت و خرابكاري مي دهد.چون اين كودكان انرژي زيادي دارند.سعي شود كه در ساعات بيكاري با ورزش و ساير فعاليتهاي بدني به نحوي از انرژي آنها كاسته شود تا در مواقع عادي جست و خيز آنها كمتر شود.تمرينات حسي و تمرين دقت و انضباط و كارهاي دستي براي آنان مفيد است.اين تمرينات بايد تنش رواني حركتي آنان را آرام كرده و فعاليت اين کودكان را منظم كرده و عادات حركتي مثبت ايجاد كند و باعث تقويت اراده و آرامش فكر گردد.برطرف كردن عوامل محيطي مثل رفتار نادرست والدين، نداشتن وسايل سرگرمي،كمبود فضاي خانه در رفع مشكلات رفتاري كودكان پر تحرك كمك بسياري مي كند.

كودكان بي قرار نيازمند راهنمايي هستند و چون رفتار بي ثبات آنان مدام در حال تغير است بيشتر قابل تلقين هستند.بنابراين با صبر و حوصله مي توان آنان را تربيت كرده و به تدريج با آسان گيري، آنان را به نظم و ترتيب واداشت.بي قراري به عنوان يك اختلال رفتار،كه به علت ميزان و مقدار حركت و یا عدم تناسب آن با موقعيت، موجب برخورد آن با محيط اجتماعي مي گردد، يك نشانه رايج و برجسته روان شناسي در دوران كودكي است.اگر اين كودكان به حال خود رها شوند و مورد اصلاح و درمان و آموزش قرار نگيرند در بزرگسالي ممكن است آثار اين بي ثباتي به اشكال مختلف در امور تحصيلي، شغلي اجتماعي و حتي انتخاب همسر آنان ديده شود.


چكيده:

بطور خلاصه كودكان بي قرار كودكاني هستند كه از لحاظ حركتي با كودكان عادي تفاوت دارند.بسيار زود رنج هستند و به آساني ناراحت مي شوند.تيك هاي مختلفي در كودك به چشم مي خرد.به آساني و بر اثر كوچكترين ناراحتي مي گريند و دائما در جنب وجوش بوده و هيچ گاه آرام نمي گيرد نخستين گامي كه بايد در ارتباط با اصلاح رفتاري اين كودكان برداشته شود شناخت كشف علت اين بي قراري است تا راههاي درمان آن اعم از رفع ريشه هاي اضطراب و ناراحتي، واگذاري مسئوليت، ايجاد سر گرمي ، پذيرش و حمايت از سوي والدين و مربيان ، جستجو.ي نقاط مثبت و در صورت لزوم درمان پزشكي انجام شود.


منابع:

ميداني فر، بهروز ، كودكان استثنايي   1384 ، نشر قوسمي

قائمي ،علمي خانواده و دشوارهاي رفتاري كودكان.

آزادمنش ،حسين ، روانشناس مرضي كودك، 1366

مجلات تعلم و تربيت استثنايي

اينترنت: سايت انجمن روان پزشكي كودك و نوجوان، سايت پزشكان ايران، روزنامه تفاهم

 

 



  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ